|
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
|
ps:خب حالا بخندیم!؟؟؟(من خودمو گذاشتم جای شما اینجا!)
ps:نه نخندین!لخت شین سینه بزنین!(من اینجا جای خودم بودم و جواب آدمای پر رو رو دادم!هار هار هار!)
*-عزیزم موافقی بچه دار بشیم...؟
- نه عزیزم...هنوز زوده...
-فردا چی؟ فردا بچه دار بشیم؟
-آره فردا خوبه!
*به به هوا هوای انقلابه...اصلا آدم عاشق میشه...به به...واقعا چه قدر خوب شد که شاه جنایتخوار با اون همسرش فرار کرد رفت ...خدایا تو چقدر خوبی چرا آخه انقدر ما رو خجالت دادی .مرسی که ما ولایت فقیهی هستیم...مرسی که ما توامان جمهوری هستیم اسلامی هم هستیم...مرسی که ما مجمع تشخیص مصلحت نظام داریم...مرسی به خاطر کوسه ها...مرسی که ما مجلس شورای اسلامی داریم...از شورای نگهبان که هر چی بگم کم گفتم...از خبرگان که واقعا زحمت میکشن...مرسی به خاطر محمود طلا!
حاج خدا!خیلی مخلصیم یه کرمی کن...این محمود جون پاش برسه اون ور بچه های لورا بوشو یتیم تحویل جامعه ی متحجر آمریکا بده ...آخه میدونی اونا که کمیته ی امداد ندارن...حتم دارم که بد بخت میشن و رو به فحشا میارن!که بهتر! ان شا الله گردنشونو آقا بزنه!
خدا جان تو رو به حق ۵ تن و ۱۴ معصوم و ۱۲۴ هزار تا پیغمبری که داری یه کاری کن کل دنیا مث ایران گلستان شه!چقدر مردم دنیا تو جهل بمونن آخه؟حیف نیست...خدایا یه کاری کن صادرات آخوند داشته باشیم...مردم دنیا برن تو راه راست...
خدایا مفسدین فی الارض رو مثل این دریمر سقط کن!!
من دلم واسه مردم دنیا کبابه آخه...!آخه چرا اونا نباید نسیم تحقق دولت اسلامی رو حس کنن؟؟؟این تعبیضایی که تو میزاری باعث میشه شک میکنم به وجودت یه موقع ها!!!
خب خدا جون دیر وقته من باید زود بخوابم صبح سر نماز میبینمت!فی امان انت!
*انفجار ما انقلاب نور بود!
*-دربست...
-کجا میری؟
-میدان انفجار نور!
*کلمه ها و ترکیبات تازه و نه چندان تازه و کهنه و پوشک ـ بچه پنبه ریز...پنپرز:
خواهر:زن/در قدیم خانم
برادر:آقا
انرژی هسته ای:حق مسلم ما
حجاب :زینت زن
ریش و پشم:زینت مرد
گوشوار:زینت منسوخ
کوسه:یک نوع ماهی که باید در آب باشد ...اما به تازگی یعنی طی این ۳۰ سال در خشکی هم دیده شده.
محمود:واتو واتو...اعجاب انگیز...دلربا...فتان.محو کننده ی اسراییل
انقلاب ما:انفجار نور!
*اینجا هنوز گوسفند را پهن زمین میکنند...با کارد گلویش را پاره میکنند.
اینجا هنوز زنها روی سرشان پارچه میاندازند انگار مویشان بیماری زا باشد.
اینجا مردم سینه میزنند...عاشق عزاداریند....
نه سینه میزنم..نه به موی کسی حساسم و نه گلوی گوسفندی را با کارد میبرم تا بجه ها روی زمین خونی فوتبال بازی کنند...مسایل را هم با هم قاطی نمیکنم!این رسم عاشقان زندگی است نه عاشقان عزاداری و مرگ و میر!
*آگهی بازرگانی مگسی:
مگس اولی:وزوز هوا چه سرده وزوزو سرما خورده!
مگس دومی:وز وز نازنینم وزوزشو نبرده!
مگس اولی:وزوز دوباره امسال وزوزو برف آورده!
مگس دومی:وز وز وز چه سرده!وز وز وز چه سرده!
مگس کارگردان:کات ...خیلی حساتون وزوزی بود...دوباره میگیریم.میشمرم:وز- دو -وز!اکشن!
(در صفحه ی تلویزیون نمایش داده میشود:وزوزوی ایران شرق!)
*آگهی بازرکانی کرگدنی:
کرگدن اولی:...
کرگدن دومی:... ... ...!
کرگدن سومی:... ... ... ... !
(روی صفحه ی تلویزیون مینویسد:از کی تا حالا!؟)
ps:خب من نمیدانم صدای کرگدن چه جوری است!!
آگهی بازرگانی سگی:
سگ اولی:واق!باید جلسه تشکیل بدیم!
سگ دومی:هاپ هاپ هاپ هاپ هاپ!
(در صفحه تلویزیون این نوشته نشان دارده میشود:یک شادی غیر منتظره!)