|
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
|
*من از تراشیدن ریش بدم میاید...و موهای صورتم را دیر به دیر میتراشم...اما از تراشیدن زیر بغل و ملحقات لذت میبرم .لذت وافر.و بیشتر هم ملحقات!
*شما نمیدانستید که چقدر دوست دارم نباشم...نمیدانستید و نمیتوانید که متصور شوید.
*بچه که بودم محتویات بینی ام را علنی میخوردم تا پشت دستی خوردم...و بعد یاد گرفتم که اینکار باید در خفا انجام شود.
*خیلی دلم میخواست آنقدر پول داشتم تا به این دولت رشوه بدهم که مادر ملت را ول کنند...اما ندارم...آنها هم نه تنها مادر را ول نمیکنند خواهر را هم ضمیمه کرده اند.
*روابطم نا پایدار است اینگونه به نظر میرسد که من ثبات ندارم...اما همه ی آن چیزی که ندارم شرایط مناسب است...و اینکه دخترکان پولت را دوست دارند...پولی که نداری...که اگر داشتی به دولت رشوه میدادی!
و اما ۵ پیشنهاد من: