تبليغاتX
حرف -
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
* انصار مال در قیامت قیامت است خدا آن بالا دارد می خندد. جبرییل اسم ها را می نویسد . میکاییل ترومپت می زند .وودی آلن که خود ساکسیفونیست است ایرادهایش را به او گوشزد می کند و میکاییل که از خود اختیاری ندارد می پذیرد. عزراییل پشت آمبولانس حمل اجساد نشسته و اسرافیل هم از میکاییل ترومپتش را طلب می کند. باب دیلن دارد بر در بهشت می کوبد غافل از اینکه خدا آن بالا دارد می خندد ! شیطان دارد غر می زند می گوید : از اول هم هیچ نظم و ترتیبی تو کار نبود ... هاشمی رفسنجانی ریش درآورده و تعجب کرده ! احمدی نژاد هم شعور پیدا کرده و تعجب کرده ! Dreamer دیگر می داند که محبت یعنی چه ! قدر دوست داشتن را می فهمد . تو هم که نویسنده ی معروفی شدی درباره ی رمان نا تمامت برای طرفدارانت سخنرانی می کنی . رمان تازه ات : پشه ی خوشبختی گربه قهرمان را خام خام خورد ! خلاصه که قیامت است . خدا آن بالا نیست و نمی ختدد. همه می گردند دنبالش...اما او آمده پایین سوار ماتیزش است . بهش می گویم : give me 5' ! و او هم می زند قدش ! باب دیلن دستش خونریزی کرده و می رود بیمارستانی چیزی پیدا کند . جان لنون هم زنده شده و با قاتلش دیوید چپمن راجع به علت قتل سوال می پرسد . محمد رضا شاه و کوروش هم با هم حرف می زنند ! همه منتظر افتتاحیه هستند . افتتاحیه در استادیوم بهشت قرار است که اجرا شود . برنامه با آهنگ waiting 4 to night با اجرای جنیفر لوپز آغاز می شود ...من پیش باب دیلن نشسته ام و دارم می گویم درست است که تو را خیلی دوست دارم اما به باسن جنیفر لوپز هم علاقه دارم . او بهش بر می خورد می گوید : من را با باسن این gg مقایسه می کنی ؟!!! ناگهان کسی می زند پشتم . انصار مال است . می گوید می خواهد درس بدهد و بعد درس بپرسد بعد هم حسابی خسته ام کند تا خوابم ببرد ...

انصار مال:( ج م ا ل ا ن ص ا ر ی) استاد تاریخ و فرهنج!!!!!!  85/7/29

*ببینید...اینها هم از دفتر اولیس است...خودم نوشته ام حق میدهم بهتان گنگ باشد و خیلی چیزهایش را نفهمید اما باز هم میگویم قرار نیست که همه چیز توسط همه کس فهمیده شود....چون دنیا کمی هم به رمز و راز احتیاج دارد...... همه تان را دوست میدارم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 20:45  توسط dreamer  |