تبليغاتX
حرف - ضرب المثل چینی:مرد عاقل هر که باشد دریمر نیست یا ما همه کوریم.
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
*چشمان مرا برق لب تو کور کرد.

*وقتی خدا من را قبول ندارد چه تو قعی دارید که من او را قبول داشته باشم؟

*اصلا چشمان خدا را هم برق لب تو کور کرد!

*برق لبت را پاک میکنی یا جیغ بزنم؟

*من(جیغ):آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ

تو:ای تارزان!

من:ای چیتا!

تو:چیتا؟؟؟از این یوزپلنگا؟

من:نه... چیتا!شمپانزه ی تارزان!

*البته تو مو نداری...تو در عوض سیلک اپیل داری شمپانزه ها مو آلود استند!softer and softer

*چشمان یهودای اسخریوطی را هم برق لب تو کور کرد.

*یکی به اداره ی برق تلفن کند...من که موبایل ندارم قرار هم نیست که داشته باشم...

*دیگر داری شورش را در میاوری...میپرم و لبت را میخورم و اسلام را هم به خطر می اندازم ها!!!

گناهش پای خودت میروی جهنم و فرشته ها به صورتت سر پا میشاشند.

*گر چه آنها جزو مجردات هستند...به اذن خدا این کار را میکنند.خوب هم میکنند...قبلش حسابی هندوانه میجوند...

*حالا چه مزه ای میدهد...توت فرنگی؟

از کجا معلوم مزه ی پای مرغ ندهد؟

یا کون مرغ!

همرنگ آنهاست!

*میدانی شکل که شدی؟شکل کسی که به جای لب و لوچه لامپ چل دارد...

*کدام احمقی تو را میبوسد ...چه خر بودم برق مرا میگیرد و در جا خشک میشوم تو هم که عاشق حیوانهای خشک شده ای ...یک انسان خشک شده پیدا میکنی...مرا به خانه ات میبری آن گوشه کنار آکواریومت میگذاری...اینها هیچی ترسم از این است که لباسهایم را در آوری هیکل نحیفم راببینی...و من انقدر خشک باشم که نتوانم خجالت بکشم...اینها هم هیچی آن همه ماهی هم مرا لخت و عور ببینند....و بعد آکواریومت که جای محصول عشق بازی نخواهد داشت...آکواریومت کوچک است و ارزان و نا مجهز....میبینی باز هم به فکر توام...علی رغم کور بودنم...هنوز مهربانم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 14:20  توسط dreamer  |