|
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
|
توصیه هایی به خواهران حوری صورت بهشتی:
*خب برای عادی شدن باید پوست تیره داشت...از استخر در تابستان و اسکی در زمستان غافل نشوید...همانا خدا یار و یاور برنزگان است...هر کس در زمستان برنزه نیست تنها کمی غیر عادی است چون خیلی ها پول اسکی رفتن ندارند...اما هر کس در تابستان برنزه نیست نه تنها خیلی خیلی غیر عادی است بلکه خسیس هم هست...چون استخر رفتن مانند اسکی نیست که بخواهی حقوق یک برجت را کنار بگذاری!
ps:منظور برنزگی طبیعی است.
*برای اینکه خیلی عادی باشید اما نخواهید حقوق یک برج منشی گری با اعمال شاقه در مطب دکتر را صرف اسکی رفتن با دوستان فرمانیه ایتان کنید...و همینطور خسیس باشید و استخر هم نروید....میتوانید به سالن های زیبایی مراجعه کنید و بگویید:((سلام من میخواهم بدنم را رنگ این رژ لبی که زدم کنم!!!تا همه میخکوبم شوند.))آنها میگویند:((اما این رنگ برنزه نیست!!))و شما باید بگویید:((میدانم اما من حق دارم عادی باشم...))
توصیه های ایمنی این مرحله:برای برنزه شدن ایستادن دم اجاق گاز هم جواب میدهد...به شرطی که مواظب موهای سر...یا اگر دست پایتان مو دارد(که امیدوارم نداشته باشد!)مواظب موهای دست و پایتان یا حتی ناف...یا شاید خیلی جاهای دیگر باشید....
*در مرحله ی بعدی عادی سازی ۳ تا تافت میخرید (برای مصرف یک هفته)هر بار که میخواهید بیرون بروید موهایتان را سشوار زده و هر ۳ تافت را روی موها حالی میکنید.ارتفاع مکوها باید بیشتر از ۱۵.۵ سانتی متر باشد و اگر کمتر از این مقدار باشد شما نه تنها غیر هادی هستید بلکه یک جواد درجه ۲ هم محسوب میشوید!
توصیه های ایمنی این مرحله:لطفا مواظب باشید تا سرتان به کسی نخورد توجه کنید که شما ۳ تا تافت را روی سرتان خالی کرده اید ...وزن آن را محاسبه کنید و به طرف حق بدهید که نخواهد سرتان را روی شانه...پاها...باسن...یا جاهای دیگرش بگذارید.
*طبیعی است که پوست برنزه برای عادی شدن هر چه بیشتر موهای فکل و رووووشن !میطلبد...پس آنها را بور کنید...هر چه بور تر بهتر. هرکه فکش بیش...بورش بیش!(فک:فکل!)
*چیزهایی باید بیرون باشند و چیزهایی تو.جنس مخالف عادی این تو و بیرون ها را به شدت زیر نظر دارد...چه بخواهید و چه نخواهید ...هر چند معمولا میخواهید.
بیرونی ها:سینه ها!رانها.کان ها!لبها...گوانه!ساق ها.لپ ها!
تویی ها:شکمبه!چانه!بینی!!!چواله.
ps:گوانه:جمع مکسر گونه که امروزه کاربردش شایع نیست.
ps2:چواله:جمع مکسر چاله که حتی در قدیم هم کاربرد نداشته...
*حال این سوال پیش میاید که چه کنیم ...ما که بر عکسیم کاری ندارد...دریمر اینجاست تا شما راحت باشید...گاهی احساس میکنم هدف از آفرینشم همین بوده.
سینه:پیش بی اف تان میروید از او میپرسید چه مدلی دوست دارد تا به جراحتان بگویید! او میگوید برایش مهم نیست...اما وقتی شما اصرار میکنید اعتراف میکند که از فلت بودن همه چیز حالش به هم میخورد جز صفحه ی تی وی...بعد شما را میبوسد و میگوید این تصمیم که گرفتید بسیار برای بچه تان هم مفید است چون در آخر اصلا آن بچه باید شیر بخورد و بعد با لذت بگوید:((نم نم!))شکلش را برایتان میکشد و شما به جراح میگویید...توجه کنید اگر بی افتان هیچ پیشنهادی نداشت آدمی غیر عادی است...و این را بدانید که بی اف ها با بچه هایی که در شکم خواهید داشت و مصرف کنندگان مستقیمتان هستند تله پاتی دارند...به خواست کودکتان احترام گذارید.
ران:آیا تا به حال مرغ خورده اید؟آیا سر سفره دیده اید که ران های مرغ درشت تر چه زود تر برداشته میشوند؟ندیده اید؟خب اینبار خوب نگاه کنید...مرغ بدون ران مثل ماشین بدون چرخ است!
کان:[...]!
ps:یعنی سانسور!
لب:نمونه ی خوب:میدانستید آنجلینا جولی چرا انقدر محبوب است...به خاطر آن لبها که مثل ۲ تا بالشت روی هم افتاده میمانند...نمونه ی بد:لب های شهره خواننده تداعی گر شهر نوی زمان طاغوت است ولی باز هم بیرون است و عادی محسوب میشود...
گونه:فقط جراح خوبی انتخاب کنید تا برایتان گونه بگذارد نه بادنجان آن هم نزدیک بینی و به موازات آن!
ساق:درست است که ساق پا باید به اصطلاح تو پر باشد اما افراط نکنید...هیچ کس از دیدن ستون های تخت جمشید داخل کفش خوشحال نمیشود حتی ناراحت هم نمیشود میتوانم قسم بخورم که احساس تاسف میکند.ضمن اینکهمچ و ساق نباید آدم را یاد قاشق چای خوری بیاندازد...در ضمن این تنها موردی است که تا اینجای کار احتیاج به جراح و مراح ندارد...باید آب هندوانه خوردن را کنار گذاشته و ورزش کنید.
لپ:لحظاتی هست که سرکار بی اف میخواهد به شما بگوید گوگوری مگوری!لازمه ی انجام شدن این حرکت کشیدن لپ قبل از آن است!همین!
شکمبه:نه هیچ کس نیست که دلش بخواهد کابوس ببیند...هزار جور قرص در بازار موجود است مهم نیست که چه عوارضی دارد این یک مرحله ی مهم از عادیزاسیون است که هم مرتبه با کل مراحل میباشد.
چانه:در قدیم تنها یک جا از بدن را آن هم در بدن پسر بچه ها کوتاه میکردند...اما با پیشرفت علم میتوان امروز خیلی چیز هارا کوتاه یا ختنه کرد!چانه یکی از آنهاست...
بینی:بینی هم یکی دیگرش است...برای اینکه عادی عادی شوید....به جراحتان بگویید که یک بینی میخواهید که با ذره بین دیده شود...نشود باهاش نفس کشید...و ترجیحا مدل خوکی باشد.
چاله:بعضی ها این شانس را داشته اند که عادی به ئنیا بیایند...اما شما نه...شما باید یک چاله آنجا بغل لبخند بیرمقتان داشته باشید...هر جوری که شده...به هر قیمتی...هر چند نا ممکن به نظر برسد.
*لباس باید مارک دار باشد...باید زارا باشد!!یا مانگو...خطر نکنید سراغ لیوایز نروید...قلابش در بازار فراوان است و ممکن است زحماتتان برای عادی شدن از بین برود.مهم نیست که بهتان می یاید یا نه...مهم نیست که شره پره است...مهم نیست که شبیه زن ریز علی شده اید اینها مهم نیست...باید عادی بمانید!در ضمن لیبل های خیلی گران و کمیاب مثل فندی یا معروف تر مثل ورساچه جواب نمیدهد...فراموش نکنید که همه ی حقوقتان صرف رفتن به اسکی شده و به اندازه ی کافی پول خرج کرده اید.
*عینک:بستگی به مد دارد...اما الان عینک باید دو سوم قیافه تان را بپوشاند...عینک هم باید مارک باشد...تر جیحا شانل که مدل هایش بزرگ هستند و دیگر لازم نیست صورتتان را کوچک کنید!
*کفش:فعلا برای عادی بودن باید طلایی باشد...در صورت استفاده از کفش اسپرت سراغ آل استار نروید آن ها را برای غیر عادی های جوادی چون من بگذارید...زارا یا مانگو یا در حالت خوشبینانه تامی در خدمت شما هستند.
*یک بحث بسیار مهم در عادیزاسیون یا دافیزاسیون!!!ابروست....یا ابروهایتان مث ابریشم چین باشد یعنی نازک نازک نازک که با چشم غیر مسلح نتوان دید...یا مثل شانگفی در افسانه ی ۳ برادر در پیشانی پیشروی کرده باشد و کم فاصله با مو(منظور ته ابروست!)این حالت به شما وقار خشانت و اعتماد به نفس میبخشد...ضمن اینکه کاربرد جانبی مثل جذب شماره از زاخار های مورد نظرتان را نیز داراست.
*طرز حرف زدن یا باید کش دار باشد و از تیکه های
cool.wow.i want to fuck him from ass.i love him/her
زیاد استفاده شود.
یا طرز حرف زدن باید مثل عروسک های برنامه کودک صدا و سیما باشد تا هیچ کس نفهمد تا چه میگویید و چرا!!
*از خالکوبی غافل نشوید خصوصا نوع چینی آن که نمیفهمید چه نوشته آن هم در پشت کمر نزدیک به خط لبخند باسن!
*حلقه...حلقه...حلقه!خدا میداند که حلق روی ابروی راست یا بینی چقدر میتواند زاخار ها را جذبتان کند....چه برسد که حلق داحل لب و لوچه تان شود!یا ناف یا...خلاصه که حلقه خوب چیزی است.
ps:منظور از حلقه همه جور نگین است که به منظور سهولت در نوشتار اینگونه نوشتم.
**من به شدت امیدوارم که با این نوشته ها چند داف عادی تحویل ملت شهید پرور داده باشم...اگر کم و کسری احساس کردید من را بی نصیب نگذارید.
قسمت بعدی در خصوص برادران یعنی سرباز های گمنام غصر غیبت خواهد بود.
*از نوشتن متن لذت بردم...امیدوارم از خواندنش لذت ببرید.