تبليغاتX
حرف
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
*۱.آیا میدانید مفهوم عینی به فاک رفتن چیست؟

الف.نه نمیدانیم  ب.یعنی زندگی کردن در شهید پرور ترین سرزمین دنیا

ج.یعنی پرواز با هما(هواپیمایی ملی)  د.برویم جردن لب خیابان بایستیم تا ما را بلند کرده و سپس فاک بنمایند.

۲.دستکش چیست؟

الف.یک نوع فحش "ک" دار میباشد و معنی آن بد می باشد.

ب.کسی که دست را میکشد.

ج.کشی که دست است.

د.دستی که کش است.

۳.آیا یهودای اسخریوطی به مسیح خیانت کرد؟

الف.خیر.یهودای اسخریوطی مادر مسیح را...!

ب.خیر.این مسیح بود که به یهودا خیانت کرد و با مریم مجدلیه رو هم ریخت.

ج.بله.یهودای اسخریوطی بود که مسیح را کرد.

د.بله.یهودای اسخریوطی از عوامل منافقین کور دل...کور چشم...کور کش!بوده و در یک بمب گذاری باعث به شهادت رسیدن...شهید عیسی مریم زاده شد.

۴.تا به حال دریمر را دیده اید؟او چه مشخصاتی دارد؟

الف.بله دیده ایم.چه خوب است...دیدنش!چه خوب است موندنش! چه خوب است پاک کنیم غبارو از تنش!

ب.دیده ایم پدر سوخته را.ریشش را زیاد کند بهتر است.

ج.دیده ایم.خود شیفته است...دمدمی است...فکر میکند با مزه است اما خل وضع است.

د.ندیده ایم.نصف عمرمان بر فناست.

۵.فرنچ کیس.مناسب ترین گزینه را انتخاب نمایید.(خواهران)

الف.من به طور معمول فرنچ کیس دارم.جلوی آینه.

ب.همه چیز خوب است به شرط آنکه بوی پیاز برادری که مشغول ماست بلند نشود.

ج.همه چیز خوب است به شرطی که چیزهای دیگری از آن برادر که ذکرش در بالا رفت بلند نشود!

د.به شرط گاز نگرفتن زبان ...این عمل عمل خوشایندیست و در روایات اشاره شده است که:ان الله یحب الفرنچ کیسرها!

۵.فرنچ کیس.مناسب ترین گزینه را انتخاب کنید.(برادران)

الف.به شرطی که سیبیل های طرف پاکسازی شده باشد...خودم به اندازه ی کافی سیبیل دارم که نسبت به مال او چشم و دل سیر باشم!

ب.به شرطی که برق لبش کم باشد...دفعه ی پیش اسهال خونی گرفتم.

ج.اگر اجازه بدهند وسطش نفس بکشیم خوب است.

د.دیگر هر چقدر دندان هایم به دندانهای پر کرده اش خوردند کافی است...حد اقل بدون فرنچ کیس خیالبافی های بی مورد نشدنی نمیکنم.

۶.آیا شما در محرم سینه میزنید؟

الف.هم سینه میزنیم هم رون!

ب.بله در روایات آمده است که مازوخیست باشید.

ج.سوال مفهوم نیست....گفته نشده سینه ی چه کسی را میزنیم!
د.ما سینه نمیزنیم سینه هامان پشم دارد...ما تیغ میزنیم!

۷.آیا شما اسکی میکنید؟

الف.اگر آن طرف ها ویلایی باشد و ژیلایی...چرا که نه؟

ب.من اسنو برد را بیشتر دوست دارم...قیافه اش بهتر است.

ج.اسکی نمیکنم چون...بی کلاس است و فقط گل کوچیک!

د.این ورزش اسلامی است در روایات آمده است که اسکی کنید و به زنانتان و کنیزانتان اسکی یاد بدهید...و جای دیگری آمده:اسکی ۷۳ خاصیت دارد که یکیش برای خداست و ما بقی در یوم الحشر معلوم میگردد!

۸.آیا سر پا میشاشید؟

الف.خیر سر دست میشاشم.

ب.خیر من "خواهر" هستم و ترجیح میدهم بنشینم.

ج.حوابیده میشاشم!
د.در روایات آمده است که مانند اسب نباشید و بنشینید!و جای دیگری هم آمده که همانا کافران سنگ کلیه گرفتند و مردند.جای دیگری آمده :اگر راست میگویید سر پا برینید!

۹.آیا تا به حال sex داشته اید؟

الف.خیر .بنده مجرد هستم و نه تنها sex ندارم بلکه sex مرا دارد!

ب.بله یک سکس تریر داشتم اما بعدا با یک ژرمن شپرد طاق زدم!

ج.چند بار به من تجاوز به عنف شده...البته من راضی بودم!

د.چندین بار سکس داشتم...در زندان.پیشنهادم این است که به زندانی ها واجبی بدهند...خود کشی نمیکنیم به خدا!

۱۰.به خدا اعتقاد دارید؟

الف.نداریم.او به ما اعتقاد دارد مگر؟

ب.در روایات آمده است که خداوند مهم است البته بعد از امامان و  و امام زاده ها...و چند امام دیگر.

ج.من از زندگی اوشین درس میگیرم!

د.من اعتقاد دارم.مگر چاره ی دیگری دارم؟

 

*کتاب همنوایی شبانه ی ارکستر چوبها.....بهترین رمان ایرانیست که در این چند ساله خواندم...نشر ورجاوند از نویسنده ی نابغه ای به نام:رضا قاسمی.

*این امتحان ها دارد به من تجاوز به عنف میکند.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 16:9  توسط dreamer  | 

*برهنه در برابر باد ایستاده ای...تا به باد بدهی؟

 

*من یکی دیگر خر نمیشوم...همین گاوی که هستم خیلی هم خوب است...شاید چون کره خر فحش شایع تری است نسبت به گوساله.

 

*حالا کی خواست بیاید توی ایکبیری پولکی را بگیرد...اگر همه مثل تو بودند...گی میشدم .

 

*مشترکین عزیز ۲۰ دی موبایلهایشان را خاموش کنند تا به مخابرات ضربه بزنیم!

نماز گزاران عزیز بیایید ۲۰ دی نماز نخوانیم تا به خدا ضزبه ی مهلک بزنیم!

دانشجویان عزیز بیایید ۲۰ دی شب نخوابیم تا به خودمان ضزبه بزنیم!

داروخانه های عزیز لطفا ۲۰ دی به کسی کاندوم نفروشید تا به تنظیم خانواده ضربه بزنیم!

مرغ های عزیز...لطفا ۲۰ دی تخم نگذارید تا به تخم خورندگان ضربه بزنیم!

پتیاره های عزیز بیایید ۲۰ دی را تعطیل کنید تا به این مردهای محشر(mohashsher!l)ضربه بزنیم!

آقای احمدی نژاد ۲۰ دی برای همه ی مردم جهان نامه بنویسید و آنها را با این ضرایب داغان کنید!

بیایید ۲۰ دی نرینیم!تا به سوسکها ضربه بزنیم.

بیایید ضربه بزنیم دیگر لعنتی ها!

بیایید در ۲۰ دی فریاد بزنیم:انرژی هسته ای حق مسلم ماست و به دنیا ضربه بزنیم.

بیایید در ۲۰ دی به کسانی که برهنه در برابر باد میایستند تجاوز به عنف کنیم تا به باد ضربه بزنیم.

در ۲۰ دی این وبلاگ را تحریم کنید و به نویسنده ی دیوانه ی آن ضربه بزنید.

 

*-دکتر جون...حالم خیلی بده..

-به درک اسفل!

-نا سلامتی شما دکتری...

-خوبه که اینو میدونی...خودمم میخواستم قبل از اینکه حرف بزنی بهت بگم من در مورد اجنه یا یهودای اسخریوطی یا مسیح مصلوب هیچ کمکی نمیتونم بهت کنم...من دکترم نه رمال.

-آقای دکتر رمال ها هیچ از اجنه و یهودای اسخریوطی سر در نمیاورند...آنها رمالند...آنها آینده را پیشبینی میکنند و میگویند که ممکن است چه پیش آید...و از این قبیل.

-برایم مهم نیست که آنها چه گهی میخورند!

-عکسهای کیارستمی را دیده اید...؟

-نه...و نمیخواهم بدانم که عکسهای کیارستمی اسم یک بختک مادر به خطاست که حوالی تخت خوابت زندگی میکند!

-آقای دکتر شما خوب نیستید...عکسهای کیارستمی که اسم خاص نیست...یک ترکیب اضافیست.

-تنها چیز اضافی در اینجا تو هستی دریمر...تو نه تنها یک تر کیب اضافی هستی بلکه یک بد ترکیب اضافی هم هستی...از وقتی مریض من شدی ریزش مو گرفتم!!!

-من خودم قبل از اینکه مریض شما شوم ریزش مو گرفته بودم...و مطمئنم این یک بیماری مسری نیست...در حقیقت این بیماری ارثیست!

-به من درس نده...دریمر دردت چیست؟

-قرار است تحریم شویم...برای همان قضیه ی هسته ای.

-این درد توست؟

-این درد من است... اگر تحریم شویم...یعنی از در خانه تا ونک باید بیش از ۳۵۰ تومان بدهم...یعنی نان سنگک میشود...۵۰۰ تومان...روغن زیتون گیر نمی آید و نیمروهایم بد مزه میشود...احتمال میدهم شکلات نوتلا را در بازار سیاه خرید و فروش کنند.

-خیلی شکم پرستی.

-تصحیح کنم...از خوردن لذت میبرم و چرا نبرم؟وقتی میتوانم.

-خب دیگه؟؟

-من هیچ وقت نخواهم توانست نویسنده شوم چون نوشته هایم به نوعی تبلیغیست برای آیستوکراسی و مورد خوشایند طبقه ی بورژوا...در زمان تحریم قکر میکنم...دولت به شدت سرکوبگر این نوع عقاید باشد..

-این تویی که این طور فکر میکنی...تو خود شیفتگی داری...همان نارسیسم!کی به چرندیاتت اهمیت میدهد؟هان؟وقت من را هم هدر میدهی یعنب تنها مشکل تو برای نویسنده شدن این است؟

-نه این تنها مشکل نیست...اما عمده ترینشان است چون همان اول که میخواهم بنویسم میفهمم که جلویش گرفته خواهد شد جز همه ی اینها....من دیگر خسته شده ام...دکتر...حاضرم بهت ۳۵ هزار تومن بدهم....و تو من را خلاص کنی!

-این همه ی پولیست که داری؟

-این همه ی پولیست که دارم...و چون همه ی داراییم را دارم میبخشم این طور نتیجه گیری کن که مرد سخاوتمندیم!

-دنیا را از شرت خلاص کنم؟برای من سودی ندارد...

-برای من هم سودی ندارد اما این بزرگترین تنوعیست که میتواند در زندگی یک فرد ایجاد شود ...هر چه زودتر بهتر.

-چرا بهتر.

-دارم باکره از دنیا میرم اگه که بکارت تنها برای زنان نبود.به جر ئت میتونم بگم از مریم عذرا مقدس ترم.

-دریمر تو روان گردان استفاده میکنی؟

-بعضی وقتا...

-لطفا پس از استفاده ی اونا اینجا نیا...چون خودت تبدیل میشی به یک روانگردان متحرک!

 

*کسانی که تمایل به نوشتن وبلاگ جمعی دارند با من تماس میگیرند آیا؟

*چقدر حرف زدم...کف کردم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 10:21  توسط dreamer  | 

۵ تا اعتراف میکنم و ۵ نفر را دعوت میکنم...تا آنها هم ۵  اعتراف بکنند و بعدنفر را دعوت بکنند.دعوت کردن این روزها باب شده. بیچاره دعوت.و این هم ۵ نکته که احتمالا شما نمیدانید...این ۲ نفر من را به بازی دعوت کرده بودند.Iranian Idiot وشیوا

*من از تراشیدن ریش بدم میاید...و موهای صورتم را دیر به دیر میتراشم...اما از تراشیدن زیر بغل و ملحقات لذت میبرم .لذت وافر.و بیشتر هم ملحقات!

*شما نمیدانستید که چقدر دوست دارم نباشم...نمیدانستید و نمیتوانید که متصور شوید.

*بچه که بودم محتویات بینی ام را علنی  میخوردم تا پشت دستی خوردم...و بعد یاد گرفتم که اینکار باید در خفا انجام شود.

*خیلی دلم میخواست آنقدر پول داشتم تا به این دولت رشوه بدهم که مادر ملت را ول کنند...اما ندارم...آنها هم نه تنها مادر را ول نمیکنند خواهر را هم ضمیمه کرده اند.

*روابطم نا پایدار است اینگونه به نظر میرسد که من ثبات ندارم...اما همه ی آن چیزی که ندارم شرایط مناسب است...و اینکه دخترکان پولت را دوست دارند...پولی که نداری...که اگر داشتی به دولت رشوه میدادی!

 

و اما ۵ پیشنهاد من:

گلنار 

بلانش

پیاز بانو

ت ب

م.ق

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 15:59  توسط dreamer  |