تبليغاتX
حرف
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
*اینجا شده عین سایت های معرفی کتاب ...چون قراره من باز راجع به یه کتاب حرف بزنم...

میرا...کریستوفر فرانک...ترجمه ی لیلی گلستان...انتشارات بازتاب نگار....

با خوندن این کتاب آدم فکر میکنه نویسنده به ایران اومده و راجع به ماها چیز نوشته....راجع به ((نوع زندگی))مون.

((چون آینده ای ندارند راجع به گذشته شان حرف میزنند!))

ببین چه خدا گفته....من پر از حیرت بودم بعد از خوندنش ....سعی کن بخونیش.

*سیاست بی سیاست....این از من...حوصله ندارم!

*(مکالمه ی ناتمام)

-الو سلام علیکم دفتر جناب خدا؟...

-بله....امرتون....

-ببخشید میتونم با جبرییل خانوم صحبت کنم؟

-گوشی لطفا!

-بله....؟

-ببخشید با جبرییل خانوم میخواستم صحبت کنم...

-خودم هستم...خانوم باباته!

- جبرییل آقا خوب هستین آیا؟

-شکر خدا!میگذرونیم... من آقا نیستم...

-پس چی هستین؟حتما...

-اگه بگی خانوم در جا سنگت میکنما!!!جبرییل خالی هستم من!

-مگه جبرییل  پر هم داریم؟؟؟

-حالا جلو قاضی و معلق بازی...بازی با کلمات میکنی واسه من حالا!!!بنده!!!بدبخت!هاهاها!مزاح کردم باهاتا....ناراحت نشی!

-نه اتفاقا ناراحت نشدم...غرض از مزاحمت این بود که...

-میدونم چرا زنگ زدی...حتما مشکل داری نه!؟؟می خوای از طریق من با خدا پارتی بازی کنی هان؟کورخوندی...دولت جدید...جلو پارتی بازیو گرفته!

-ای بابا نسیم تحقق دولت مردمی اسلامی تا بهشت اومده!؟؟؟

-آره دیگه...همه نوع پارتی جلوش گرفته شده...چند روز پیش کمیته ریخت تو استخر پارتی...همه مونو برد...

-میگم نگیرن منو زندانی کنن...باهات دارم شوخی میکنم تو وبلاگم!!

-چه قدر خود شیفته ای تو...نه اونش با من!یعنی با خدا...من آسیستانت آسشم!

-خب پس یه کاری بکن که جنگا تموم شن plz!

-ببین عزیزم...جنگ نباشه که مردم کشته نمیشن...

-خب...

-خب تو روحت ...یکی باید بکشه یکی هم باست بمیره...خدا که جهنم رو واسه عمم خلق نکرده!!!

-آهان از اون نظر...راستی ....مگه شما عمه دارین!!!؟؟؟

-نه احمق جون...مثل میگم...

-آّها...

-خب اگه کاری نداری من برم تو یه قسمت از بهشت لوله ترکیده....

-ای بابا این همه فرشته!!!شما چرا میرین...

-اونا بی عرضه ان آخه!

-لوله ی چی هست اصلا؟

-لوله ی شیر عسل نستله است ترکیده...میدون توپخونه ی بهشت اومده پایین!!وضعیتی داریم آقا!!!

-به خاطر مترو بوده لابد...

-آره به ما گفته بودند...که زمین اینجا سسته به خاطر قنات هایی که در گذشته برای رسیدن به شربت آلبالو حفر شده...اما کارشناسای چینی گفتن میشه و ...مام زمام امورو دادیم دست آقازاده ی یکی از بهشتیا...اونم تر مال کرد رفت....حالا من برم خیلی کار دارم!!!

-یک چیز دیگه...آیا فرشته ها جفت گیری میکنن؟

-سوالای خلاف عفت عمومی میپرسیا!!!

-میخواستم بدونم خب!

-نه نمیکنن!

-ای عقیم!

-...

-چرا به من وحی نمیکنی...؟

-تو چقذر خری سر منو در میاری...یه چیزی باید به من بگن من بیام بگم...نه؟

-تمیگن چیزی؟آیا؟

-نه!

-اصلا تو رو آدمم حساب نمیکنن..عقیمم که هستی ...ای شیطون راستشو بگو چی کار کردی عقیم شدی؟

(تق....جبرییل گوشی را قطع میکند!)

*زیبایی ای درخت....

*ای کسانی که dvd پالپ فیکشن(pulp fiction)مرا خراب کردید!!!خوب است من صورتتان را روی فرش بکشم بعد با مسواک خمیر دندون روی صورتتون بمالم....بعد از لوستر آویزونتون کنم...با دم پایی ابری بهتون در کونی بزنم...بعدببرم بالا پشت بوم از طبقه ۵ پرتتون کنم...بعد با خونسردی بیام پایین ماشین را روشن کنم...دنده عقب از روتون رد شم...بعد یه دور دنده جلو!!! ازروتون رد شم... بعد تصمیم بگیرم ماشین رو روتون پارک کنم....بعد از پارک با لگد مثل توپ درتون بیارم....رویتون شمع آب کنم ...بعد با بنزین آتیشتون بزنم....اما دلم بسوزه برم...کپسول اطفا حریق بیارم...اما قبلش ۴ بار کپسول را روی سرتون بکوبم....و بعد که خاموش شدین...توی وان آب سرد بشورمتون...بعد رو بند خشکتون کنم!!!وقتی که خشک شدین اتویت کنم....با بخار....و بعد درون دستگاه dvd بگذارم و بگویم اه چرا پخش نمیشود...هان؟خوب است!؟!؟!؟

این کاری بود که باdvdبدبخت ....سیاه روز بخت برگشته ی من و با عالی ترین فیلم کویینتین تارانتینو شد...

و اگر دوستان من نبودید شما.....من با خودتان این کار ها را میکردم!همین!

 

*آقا جان من حوصله ی تبریک گفتن تولد ندارم...مخصوصا وقتی کسی سفارش میکند...چه کنم کالیبر بالاست!

آخه چی بگم!؟

درررررررررررررررررررررررررررررررررررررررررر

-بله...

-الو....

-بله؟

-ویدا؟

-بله؟

-خوبی؟

-بله!

-تولدت مبارک!

-بله!....یعنی مرسی!ان شا الله تولد تو!

-مرسی ...حدا حافظ!

تق!!!

واقعا آدم تصورش را که میکند هم بیحوصله میشود هم دلش برای تصور کباب میخواهد!

*ویدا جان تولدت مبارک... روزهایت پر سایه و شب هایت مهتابی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت 17:20  توسط dreamer  | 

*الفبایی که کلاس اولی ها یاد میگیرند چنین است:

ج مثل جهاد...هدف ما در زندگی...

ک مثل کلاشینکف عامل پیروزی ما

م مثل مجاهدین قهرمانان ما

ا مثل اسراییل دشمن ما

ط مثل طالبان...

....

مثال ریاضی:عمر کوچولو یک کلاشینکف داردو ۳ تا خشاب.در هر خشاب بیست گلوله هست.عمر دو سوم گلوله هایش را مصرف میکند و ۶۰ کافر را میکشد.حساب کنید با هر گلوله چند کافر کشته شده...؟

....

قسمت هایی از کتابفروش کابل از نشر قطره...خوندنش رو به همه توصیه میکنم...زندگی افغان ها رو بعد از طالبان بررسی میکنه...کاملا با زندگی افغان ها آشنا میشید...و بخونیدش حتما!

*مسئولان بازرگانی:

زین پس نه سنگ صادر میکنیم...نه کمک میلیاردی میکنیم...دیگر بس است!

آگاهان:پس چه میکنید....شما که عادت دارید یه کاری بکنید حتما!!!؟

مسئولان بازرگانی:معلوم است که عادت داریم یه کاری کنیم!بمب صادر میکنیم!

*رئیس جمهور:

اسراییل تار عنکبوت!جرات داری به سوریه حمله کن...تا مثل عن ...کبوتت کنیم!

آگاهان:اسپلش رو اشتباه نگفتید آیا؟

رئیس جمهور:نمنه؟

(یکهو آذری ها میآیند وسط!!!

آگاهان برای آرام کردن صحنه در حالی که آذری ها وسط هستند:

آی پری باخ.....پری باخ٬٬٬٬٬!آذری ها کمی آرام شده به جای تحصن ترجیحشان را به کردن حرکات موزون میدهند...اما چون عروسی پیدا نمیکنند...میروند)

آذری ها:پری باخ نیست که فریباست!باید بگی آی فریبا فریبا!

 

رییس جمهور:به فریبا خانم بگویید برود در زنانه لطفا...و گرنه دیگر به سفر استانی نمیروم!

آگاهان:اتفاقا فریبا آقاست!آقای سید خندانو میگن!

پی اس:

احمدی نژاد از خاتمی بهتر عملکرده...لا اقل دولتش یکپارچه است!اصلا من طرفدار جناح راستم داداش!

*من نه به اسراییل علاقه ی آنچنانی دارم و نه به فلسطین...دلم برای لبنانی ها میسوزد...و سازمان ملل حتی مترسک خوبی هم نیست...تصور کنید در درگیری پاکستان و افغانستان...مردم سیستان و بلوچستان ایران کشته شوند...چه احساسی نسبت به پاکستان و افغانستان پیدا میکنید؟

*irrevisable در چند خط:مرد احمق همجنسبازی که به یک دختر تجاوز کرده توسط دوست پسر اون دختر... همراه با له شدن صورت کشته میشود...چون دختر از دوست پسرش حامله بوده!!!...این فیلم رو نبینید...من کللش رو براتون تعریف کردم.

*طبق نظریه ی تعادل به ازای هر خوبی یک بدی خلق میشودو بالعکس!...پس بیاییید بدی کنیم...که خوبی ها خلق شوند!

*در بهمن ماه گروهی از آگاهان دست به یک کشف بزرگ زدند...آنها اعلام کردند:هر روز که از عمرمان کم میشود...یک روز به عمرمان اضافه میشود!

*جنگ کثیف ترین چیزی است که وجود دارد...حتی خدا هم نمیتواند آن را پاک کند...

نتیجه ی اخلاقی:بیایید وایتکس باشیم!

نتیجه ی فلسفی:با جین تاژ...همیشه جین بپوشید...همیشه جین بنوشید!

نتیجه ی همینجوری:کاش ایران مثل سوییس بی طرف میبود نه تامین کننده ی بمب این بمب ها مظلومیت فلسطین و لبنان رو زیر سوال ....روی سوال...توی سوال و اقصی نقاط سوال برده.

نتیجه ی دینی:

من اگه خدا بودم...اولین انسان رو اخته می آفریدم!

*مرسی از کامنتاتون در پست پیش...کامنتای یکی از دوستان به دلیل توهین آمیز بودن...حذف شد دریم فاکر هم توهین میکند...باید فرقی باشد!...روح نسیم شاد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 0:7  توسط dreamer  | 

*ما:ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان...

پری:نمی آیم تا جان از کانت خارج گردد!

ما:کان که نیمکت نشین است...لمان فیکس تیم ملی است!

پری:یکی شماره ی ۱۱۰ رو بده من!

ما:پاهاتو بکن تو آب چشمه ...شونه بکن تو ... موی پریشون!

پری:الو ۱۱۰...یکی مزاحم من شده....

((۱۱۰ می آید...بعد از تفحصات پری را میبرند....مانتویش تنگ بود!))

*اگر جای زیدان بودم...ماتراتزی را قر و مقطوع النسل مینمودم!

(.)گفته میشود که ماتراتزی به آذری زبان ها توهین کرده به این شکل:

زیدان:je mapple zinedin!l

ماتراتزی:نمنه؟؟؟؟؟!

زیدان هم که هم مسلمان است هم غیرتی او را میزند...

 

(..)گفته میشود ماتراتزی قزوینیست و زیدان را با سر انگشت خویش آشنا ساخته...زیدان هم که از اوناش نبوده سر و کله اش را با قفسه سینه ی ماتراتزی آشنا کرده...

(...)گفته میشود زیدان شیزوفرنی است و ندای درونش به ندای بیرونش گفته توپ جلوی ماتراتزی است...او هم خواسته هد بزند!

(....)گفته میشود زیدان عنوان کرده که ماتراتزی به او فحش داده وقتی پرسیدند چه فحشی؟گفته:مرتیکه الاغ به من گفته علی دایی!

و من دوست نداشتم ایتالیا ببرد...

*آگاهان:آقا وقتت رو هلاک نکن!!!

*پریا گشنه تونه...؟

نون و پنیر تو یخچاله!

*-عزیزم موافقی به جای ۲ هفته ....۳ هفته تو تعطیلات بمونیم؟

-نه عزیزم اپیل لیدیمو نیاوردم!

-عزیزم....خیلی گوریلی!!!حالا که میخوای!

*آقا ما یه چیزی نوشتیم...که خطابه ای بود به عزیزان داف...من پوزش میطلبم بعد از دیدن دختری که به اندازه ی من روی دستها و شاید پاهایش مو داشت...از این به بعد تبلیغ دافیسم را میکنم!!!!!و به خدا که یک فرقی باید باشد....فقط یک ریش پروفسوری کم داشت تا شبیه....میرزا پور شود!!!

 

*{به خاطر تو و نسیم} :

قصۀ پیر مرد مو سپید، كودكان راننده را به خواب برد
خوابی كه صدای نسیم را می‌خواست تا باز با آنها صحبت كند.
نسیمِ مُرده.
هنوز خواب بودند.
چه بارانی، بارانی سبز و زیاد.
صدای علف می‌آمد.
پیر مرد قصه گو خواب مانده بود. خود نیز خواب مانده بود و در كنار خواب شدگان از آنها غافل شد.
همه بیدار شدند و رانندگان خواب.
ما رسیدیم. دیرتر از همیشه.
مو سپید شهر ما بعد از ما كنار ما بود.
ولی نه ما خواب بودیم نه او.
اتوبوس‌ها.
باز قصه می‌گفت.

[دوست تو]

 

توضیح:سر دلم مونده بود...باید میذاشتمش...

نسیم مرده تو یه روز از یه سال با هم به دنیا اومده بودیم... ۲۸ اردیبهشت برای همیشه رفت...این کامنتو دوستی گذاشته که حدس میزنم افسانه است.....

واقعا بعضی وقتا عجیب ناراحت میشوم....چرایی کل ماجرا برام غیر قابل هضمه!

دوستای مشترکمون در دوم خرداد مجبورن تنها به یک نفر تبریک بگن...که من هستم.

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت 23:9  توسط dreamer  | 

*برای اینکه مطلب با رنگ و بوی سیاسی و طعم کمی طنز بنویسی کافی است تا یک ساعت به هر برنامه از تلویزیون نگاه کنی...حتی از نوع کودک...یا راز بقا!

*حالم دیگه از این تبلیغات برای مظلومیت فلسطین به هم میخوره...تبلیغاتشون داره اثر معکوس میده...جدی میگم با اینکه فکر میکنم انسانهای بیگناه نباید کشته شوند...وقتی میبینم که مسئولان رده پایین مملکت(که با وبلاگ نویسا کاری ندارن...چون رده بالا نیستن!!!)  حقی برای زندگی خارج از ۴ چوب مد نظرشون برای مردمان ایرانی قایل نیستن....از فلسطین حمایت میکنند...خواه نا خواه طرف اسراییلی های قاتل کشیده میشوم!!!

این قضیه آنقدر تبلیغاتی است که عادل فردوسی پور وسط گزارشش شروع به دفاع از مظلومیت کودکان فلسطینی میکنه...درست در بازی نیمه نهایی...کارشناس مفلوک برزیلی هم وسط ۲ نیمه حرف نمیزنه...چون کلیپ شخمی ای از این موضوع پخش شده و وقت نشده...البته آنها میگن که کارشناس برزیلی مفلوک تحت تاثیر تصاویر پخش شده است...اما نمیگن که زمان استراحت بین ۲ نیمه ۱۵ دقیقه است که ۸ دقیقه تبلیغ پخش کرده اند...و ۸ دقیقه هم کلیپ و خدا رو شکر که فرانسه ۳ دقیقه دیر به زمین میاد!

کماکان مسئولان نظام(همون رده پایینا!) نمیخواهند مشخص کنند که فلسطین به کدامین دلیل پاره ی تن اسلام است...

و چرا به

آنها بودجه اختصاص میدهند در حالی که مردم جنوب کشور با کم آبی دست و پنجه نرم میکنند...پاره ی تن من مردمم هستند.

آقا ما رو پرزنت کنید...plz !

*نسیم دیگه بر نمیگرده...من خیلی ساده گرفتم قضیه رو...اما واقعیت اینه که نسیم دیگه بر نمیگرده...اون نیست...و این نبودن که با نیست بودن البته فرق داره...پیچیده است...ساده نیست...سادگی یعنی نیست بودن...بودن و نبودن عین پیچیدگیست.

*صورت برنزه...موهای مش فکل شده...ابرو های تاتو شده...دماغ های نخود نما...و فکر های پوچ!

اریجینال نیست دیگه صورت هایی که میبینیم همه شبیه هم...انگار در ایران دستگاه شبیه سازی وجود داشته باشه!

*چقدر تلخ شدم!

*آقا الان آگاهان گفتند که ممکن است به دلیل این مطالب کلمبوسی برای خودم مشکل درست کنم...اولا:ما آزادی بیان داریم!!!

ثانیا:ما آزادی پس از بیان نداریم...

آزادی پس از بیان هم معضلی است...

من هم به آگاهان میگویم:اصلا مطالب این وبلاگ همه تخیلی هستند!!و نویسنده ی این وبلاگ هم نسبت دوری با ژول ورن دارد!!

و همین اصلا این وبلاگ تخیلی است کلمبوسی است!

چون همه میدانند که اسراییل بد است...

فلسطین خوب.

همه میدانند که وجود موجودات داف مانند برای شور جوانی حودشان و خودمان الزامی است!

همه میدانند که دماغ کوچک بهتر است...چون به جایی گیر نمیکند و قطع نمیشود!!!!

و همه باز هم میدانند که صدا و سیما(خصوصا سیماشون!!چون مونث است!)چقدر گل است و گوگولی مگولی!

و از گلی هایش این است که از ۹۰ دقیقه بازی فقط یک ربع آن را سانسور میکند که آن هم به خاطر منحرف نشدن خودمونه...چون ندیدیم!!!اگه ببینیم دلمون میخواد!~~!

و بد است مگر!؟

این همه مسابقه برامون برگزار میکنن؟جام طلایی...مجری های خوش صدا !!!

از همه ی این ها این نتیجه میشود که نویسنده ی این وبلاگ در هپروت است!!او تخیل مجسم است!

به او کاری نداشته باشید ای مسئولان رده پایین!!!!

(ترسو!)

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم تیر 1385ساعت 11:2  توسط dreamer  | 

*۲ ساعت خوابیدم شب...کاری که هرگز نکرده بودم...

به فایول و مایول و ایل و تبارشون فحش خوار مادر میدادم...

فکر میکردم از جلسه ی امتحان پاره بیرون بیایم همراه با خونریزی ...که بتوانم کل دانشگاه را قرمز کنم...

و ردم را از رو خط خون بگیرند و من را مرده در دستشویی پیدا کنند...

اما این طور نشد...

استاد ثابت کرد که مانا نیستانی بی گناه است!!!!!

میخواهم او را بغل نموده...ماچ نموده و بلند بگویم:یاشسین آذربایجان فور اور لر!!(for ever lar!!!l)

۳ تا سوال تکراری داده بود آدم مهربان و نازنینیست...اصلا اسمش هم رحیم است لعنتی...من الان واقعا تحت تاثیر یا شاید ما تحت تاثیرم...باور کن!

اگر بگویم استاندار آذربایجان غربی است که تعجب نمیکنی؟

ایول جناح راست به مولا!

*نوشتن واژه ی بیضه چرا باید بعضی را ناراحت کند....

بیضه به این مهمی!!!!

جدی میگم...این تابو های مسخره بالاخره باید شکسته شوند....

و ان الله یحب الشکنندگان!

و انا ایز وان آف دم!!!!

*دیگر اینکه این gayهای پست قبل را میتوانید در محوطه ی پاساژ گلستان یافت کنید!!!

دست در دست هم داده اند به مهر... گلستان خویش ساخته اند آباد!!!

و برای من تحملش سخت است که سیاستگذاری های غلط باعث همچین چیزی شوند...

ایراد های ژنتیکی را که نگفتم!!!

تازه مثلا پسری که احساس دختر بودن میکند مگر باید شکل پسر بماند؟این همه متخصص پزشک...رواج همجنس بازی صحیح نیست از ما گفتن!!!اگر پزشک نبود از چاقو استفاده کنید!!!یا سیم چین!

اگر دختری این مشکل را داشت لطفا از سیم چین و چاقو استفاده نکند!!آخه چیو میخواد ببره/؟؟

نمیدونم کامنتی در این مورد ندارم!

*آقا این صیغه کردن...به نظرم مسخره است که بعضی گول را به سر و بدن خود میمالند...

آنها باید شعور انسان بودن داشته باشند نه اینکه مثل گربه به سراغ جنس مخالف رفته...و تولید را     مثل  نمایند!!!

*چقدر نصیحت را کردم....بیچاره نصیحت که از ما و از ید طو لای ما و از پای طو لای ما و از چیز های طو لای ما مثل گوش یا چشم!!!(بی ادب نباش!)فراری بود!

*ای قوم به حج رفته کجایید...معشوق همین جاست بیایید بیایید...من پیشنهاد میکنم برای جلو گیری از خروج مسافر و ارز از کشور با عربستان دعوا کنیم به آنها بگوییم حامی اسراییل

آنها هم به ما بگویند:حامی اسراییل باباته!

ما بگوییم:ننته!که آمریکای جهانخوار....باشه!!(مسئولان از هند جگر خوار هنوز شاکی اند و به آمریکا میگویند جهانخوار...به اسراییل هم میگویند:خوار(...)!!!(بی تربیت نباش این شغل قدیمی ترین در جهان است!)اصلا آنها به خوار علاقه دارند!)

و در ضمن این را هم اضافه کنیم:انرژی هسته ای حق مسلم ماست...و ما این انرژی هسته ای را به هر کی بخوایم فرو میکنیم!!!تا باد شود...دنیا آباد شود!پریا گشنه نباشن...دیگه تشنه نباشن...و از این حرفا...

و آنها هم بگویند زائر ایرانی بی زائر ایرانی...

اصلا چه معنی دارد با وجود این همه کور و کچل و گشنه....حج رفتن؟

*پیشنهاد شده آفساید را ببینم...تا جایی که بشود برای ندیدنش طاقچه بالا میگذارم!!!

دور هم بعضی کار ها را نباید کرد:۱.درس خواندن۲.فیلم دیدن۳.فوتبال دیدن!

*به وبلاگ بلانش سر بزنید به دیدنش می ارزد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 10:36  توسط dreamer  | 

*کسی که سرش را آلمانی میزند که استاد نیست!!!!او باید برود فکر اساسی برای روش تدریسش بکند آن زمان که واو به واو درس رو حفظ میکردند...تمام شده...تو اگر استادی...شیوه ی تازه بیار!

*طراحی روزنامه ی مچاله شده سخت ترین کار دنیاست...

*چقدر gay زیاد شده بابا!!!!ایمن نتوان بود!!!والله!
خیلی برام جالبه آخه آدم به همجنسش چه حسی میتونه داشته باشه؟(منظورم از اون حساست!)

*dont cry for me argentina!!!!!l

آلمان هم انصافا جوری بازی نکرد که بشه ایراد گرفت!!!!

*هویج کوچولو میزنه زیر گریه...مامانش میگه:چیه عزیزم؟

هویج کوچولو:آب هویج دارم!

مامنش:بده بخوریم!!!(البته این خانواده ی هویج ایرانی بودند!)

*آقا جان احساس میکنم که تمام پسران دور و برم ابروهایشان را برداشته اند...موهای دستشان را زده اند...

حتی موهای پایشان را هم زده اند...

حتی موهای...آقا جان اصلا مو ندارند!

موهای سرشان را نزده اند بلکه...هایش را لایت کرده اند!!!

لب ها را سرخ کرده اند...دل را بی تاب کرده اند!!!

شورتشاان معلوم است ولی مجهولشان هم پیداست!

ادم دلش میخواهد بگوید جون که متوجه ی اضافه وزن آن پسران و علت تمایزشان با دختران میشود و به آنها میگوید:اضافه وزنتان را ببرید!!!!

حالم بهم میخورد!

*تست عربی کنکور مهم...توجه فرمایید:

کدام گزینه صحیح تر است؟

"و ما خلقناکم بیضتا بیضا!"

۱.و ما خلقمان را تنگناک نمیکنیم به واسطه ی بیضه ها!!!

۲.و ما شما را شخمی شخمی نیافریده ایم!

۳.این جمله راجع به بازی علی دایی است!

۴.با مصرف روزانه ی یک کلمبوس* پزشک به دیدن شما نخواهد آمد...اما شما به دیدن او میروید!

 

*کلمبوس:یک نوع تخم مرغ!(با اینکه مرغ ها ماده اند!قدرت خداست دیگه!)

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:49  توسط dreamer  | 

*یغما گلرویی:از بین ترانه سرایان غیر  فارسی زبان به کار کدوم علاقه دارین؟

ایرج جنتی عطایی:من غیر از فارسی فقط انگلیسی بلدم.به زبان های دیگه اونقدر وقوف ندارم که ادراکی در پیوند باهاشون سخن بگم.میتونم از بین قدیمی ها باب دیلن یا جان لنون یا لئونارد کوهن...اسم ببرم و از تازه کارتر ها بونو(گروه یو ۲). کولد پلی و ...

نتیجه گیری فلسفی و اخلاقی و داستانی:ایول سلیقه!

*البته این آقای یغما خان گلرویی ترانه ی تصور کن قمیشی را از ترانه ی جان لنون....imagine وام گرفته....و همین ...خواستم اطلا عاتم را به رخ و روی و زیرتان بکشم!!!!

*و اما آتش بس...

در یک روز گرم تابستانی...۲ نفر هوس میکنند به سینما بروند...کشمکش آنها بر سر عصر جدید رفتن به پیروزی شخص مخالف عصر جدید می انجامد...و آنها به عصر قدیم...که از محل یعنی خیابان پهلوی دور نبود میروند...

عصر قدیم یا سینما آفریقا سینماییست که در آن میتوانید...انواع و اقسام باکتری ها را پیدا کنید مسئولان سینما میتوانند...سینمایشان را به دانشگاه علوم پزشکی...قسمت میکروب شناسی کرایه دهند و پول خوبی به جیب بزنند...

این سینما چند منظوره است...مثلا اگر مایو با خود داشته باشید میتوانید رو به روی آإ سرد کن آبی هم به تن بزنید...

البته خوبی اش این است که این استخرک!!!!مختلط است!

در ضمن اگر دلتان برای استادیوم آزادی تنگشد هم میتوانید در سالن سینما خاطراتتان را یاد آوری کنید...خیلی با سلیقه انواع و اقسام آدامس روی صندلی ها چسبانده شده تا نفر بعدی حو صله اش سر نرود و اگر آدامس نداشت مشغول شود....همچنین آنها پوست تخمه ی خودشان(ه تانیث دارد!)را نیز برای شما گذاشته اند...از بس مهربانند...

مخاطبان فیلم یعنی من و همراهم...با نارضایتی قبلی وپیش داوری وارد سالن شدیم و جفتمون حدس میزدیم که با یک بنجل تمام عیار طرفیم که این طور نبود!!!!!!و ما را کردند...ضایع!

و همین...فیلم از هوو و هلو و باغ کندلوس و ازدواج بهتر بود....البته تو این شرایط...شاید با ورود یه فیلم تازه او ضاع عوض شه...

میلانی قاب بندی ها فیلم برداری....و کلا کارگردانی قوی دارد...

اما این اون میلانی نیست که ۲ زن و نیمه ی پنهانو ساخت!!!!

وهمین متاسفانه فیلم بدی نبود و خورد تو پوزم!!!!

*دایی در آمریکا!

دایی:hello my name is ali uncle!l

galaxy:...!

دایی:i want to play in your team untill 2086 world cup!l

galaxy:...!

دایی:i am in amadegie kamel 4 be fuck dadane teame u!!!!l

galaxy:oh yes fuck...lets talk about fuck!l

دایی:so please bring mirzapour here...and then we fuck ur mother's team!!!!l

*بزرگترین مسئله و ترس رییس تشریفات وزارت امور خارجه...ترس از این است که نکند اشتباها یک ایرانی در یک مهمانی خارجی مشروب بخورد....

لباس رسمی دولت ایران برای مجامع بین المللی.کت و شلوار و جلزقه ی ساده...پیرهن یقه ۳ سانتی...و کفش بند دار است.

یقه ۳ سانتی یا به قولی آخوندی به قول اون آقا یک خوبی دارد...این که کراوات هیچ رقمه بهش وصل نمیشود....و این خیلی خوب است و کراوات یک چیز دراز بی خاصیت است و خفگی می آورد...مثل کمربند!!!

*-من یک باند خربزه ای خیلی توپ روی ماشین گذاشتم...سونی...

 

ـمن هم یک باند کمبزه ای گذاشتم...

ـ...!

-سونی؟یعنی پلی استیشن ؟؟؟

 

*به مناسبت کنکور ....گرچه از شعر نوشتن در وبلاگم بیزارم اما

 علی کنکوری رو اینجا میزارم...بابک بیات آهنگش رو ساخته بود و داریوش هم اجرا کرده بود...شعر از ایرج جنتی عطاییه.

 

با چشای بی فروغ-میون راست و دروغ-خودمو گم میکنم-توی این شهر شلوغ!

پچ پچ آدمکا-بس که تو هم میدوه-دیگه فریاد منو-سایه م ام نمیشنوه!

من میخوام مثل همه ساده زندگی کنم.

چادر موندنمو هر جا که خواستم بزنم.

توی این دریا نمیخوام نهنگ کوری باشم.

پشت این در های قفل علی کنکوری باشم!

صدای زنجیر تو گوشم میخونه:تو داری از قافله دور میمونی!

سرتو خم کن تا درا وا بشن...تا بگی نه پشت کنکور میمونی!

 

 

چه جالب از زمان طاغوت هم این مشکل بوده ....!!!نمیدونم سیاسی بشم یه لحظه یا نه....

اما نه نمیشم!

*saeed tz احساس کرده من خرف های جالب را زده ام.....

و پست ۱۸۱ ام اش را به وبلاگ من اختصاص داده است...

من احساس مهم بودن را هم اکنون کردم...

دیروز هم کرده بودم!

بیچاره احساس مهم بودن!!
این هم لینکش:http://saeedtz.persianblog.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 11:32  توسط dreamer  |