|
آزادی بیان که داریم...میماند آزادی پس از بیان
|
مثل علی دایی بازی کردن از همه چی سخت تره...او بیشتر مواقع فکر میکرد که دارد وسطی بازی میکند و هنگامی که توپ ۲ بار به پا و ۲ بار به سرش خورد ...فکر میکرد سوخته و میخواست از زمین بازی خارج شود...که آگاهان به او گفتند نرو...پس کی خرج تیم ملی را بدهد و او ماند....آگاهان سپس حرصشان در آمده و گفتند:همین کارا رو میکنه که میگن ترکا...که دایی میشنود و میگوید:ثی؟(توجه کنید که کاپیتان های خوب نمیتوانند حرف چ را تلفظ کنند در عوض کاپیتان های خوب عین جوجه بالغ های آریا شهر ژل میزنند گاهی اوقات هم داد میزنند)
آگاهان میگویند:هیچی با شما نبودیم....تازه اگرم باشیم...مگر تو گوش میکنی؟
اینچنین است که فرایند ریدمان تیممان چرخه ی تکامل خود را طی میکند.
*قریه تا قریه اشک...ستاره تا ستاره سرد
غریبه تا غریبه ترس...مترسک تا مترسک درد
اینها از اجرای ترانه ی پروانه ای در مشت حذف شدند.
*این lionel richie لعنتی بسیار hello رو زیبا اجرا کرده.
*ناصرالدین شاه:الحمدلله همه چیزمان به همه چیزمان می آید.
*حدود ۲ سال پیش بود که بعد از فاجعه بم...کودکان بی سرپرست شده ی آن جا را به تهران آوردند...و به زیارت امام زاده صالح بردند...
و آن ها همه دعا کردند به پیش پدر و مادر بروند....و زلزله از بین برود...
نمیدونم...شاید اگه زلزله تو دوره ی احمدی نژاد اتفاق می افتاد وضع اینطور نبود...
فعلا چون زلزله در دوره ی خاتمی بوده...مسئولیتی متوجه ی دولت نیست...و فراموش نکنیم که چند سال از این فاجعه گذشته و بم مخروب مانده...آدم خیال میکند نکند بمی ها هم حدایی طلب بوده اند!!!!آگاهان به آدم تذکر میدهند:لطفا چیزی ننویس که بعدا از ترس حذفش کنی!
*امروز رییس جمهور محبوب در ۹۸۷۶۷۸۵۴۳۵ امین سفر استانی خود تذکر داد که جوانان بی کار چرا؟بی ازدواج چرا؟رانت خواری چرا؟دولت خراب چرا؟
آگاهن همیشه در صحنه گفتند:ای بابا!!!!ما خودمون دولتیم که!!!
احمدی نژاد تصریح کرد:همون چرا دولت را خراب مبکنید...دولت را شب ها در یخچال بگذارید تا فاسد نشود!
وی ادامه داد:عده ای میگویند گرانی!!!
کدام گرانی؟فقط حبوبات...لوازم الکتریکی...تلفن همراه...لبنیات...لباس...مسکن...بلیط های مسافرتی...گران شده....
و بعد تهدید کرد:هر کی ارزان نکند خر است....و ما او را مینماییم!!!
او گفت که:اگر ژول ورن زنده بود ...دور دنیا در ۸۰ روز را نمینوشت...
آگاهان خسته و درمانده:پس چه مینوشت؟
-راجع به دور ایران مینوشت که من طی میکنم...هر چند ارشاد بهش مجوز نمیداد!
*دور از شوخی دولت احمدی نژاد در تمرکز زدایی امکانات از تهران عالی عمل کرده...نمونه ی عینی آن را دکتر فضلی برایم سر کلاس تشریح و اثبات کرد...و من خفه خون گرفتم...مثل اینکه او واقعا به فکر استان هایی مثل سیستان و بلوچستان هم هست...و این علامت خوبی است...من کسی که مردمش را دوست دارد را دوست دارم!
امیدوارم قضیه ی تحریم ها بیخ پیدا نکنه...
*متاسفم...نظر ها کماکان باید تایید شوند.
آرژانتینی ها حقه بازی و کاریزمای ایتالیایی ها....تکنیک برزیلی ها....و تاکتیک پذیری جمهوری چک رو همه رو با هم دارن...اونها بهترین تیم جام هستن...باور کنین.
*من همون باد پنکه ام که به صورت تو میخوره...
همون خیسی مانتوتم که آزارت میده...
من مداد b6 تو ام که روی کاغذ میلغزم...
سوسک نری هستم که دیشب وقتی خواب بودی روی دستات راه رفت....
من حتی اسپری پیف پافیم که به پشه ها شلیک میشه....
من کلاهک بمب اتمی هستم که هیروشیما رو نابود کرد...
من همون برقی هستم که گنبد طلایی حرم امام رضا داره...
من مادیانی ام...که صاحبش رو زمین انداخته...
خفاشی ام که تو پارک های تهرون زندگی میکنه
من قهرمان ملی تو هستم کسی که تصمیم داره تا جام جهانی ۲۰۸۶ برای تیم ملی بازی کنه!!!
من گرد و خاکی ام که روی مانیتورت نشسته...
هویجی هستم که دوست نداری...
چرک کف دست تو ام که با مایع دستشویی آنتی باکتریالت پاک کردی....
من علا قه ای هستم که نسبت بهcold play داری...
و باید بگم هرگز نفرت تو نسبت به چیزی نبودم....
من همون گربه ایم که طرحش رو در لوازم التحریر milan میشه دید
من تاتوی ژاپنی تو ام که پشت کمرت زدی...
من اون رویای تو ام وقتی روی گاوی نشسته بودی و اون پرواز کرد...
من اون خوابتم که فکر کردی سقوط کردی و مردی...
من آدامس خرسی ای هستم که هر روز میجویی
من اسکیس یه روزه ی تو ام!
من همون ciao هستم که ایتالیایی ها به هم میگن...
من ماهی سفید شب عیدت بودم...
تیغی بودم که به سر فه ات انداخت...
دلاری بودم که تو فردوسی آب کردی...
جوب در خونه ات بودم که موقع فصل بارندگی آبش سر ریز میشد و کوچه رو به گه میکشید...
من توپت بودم که میرفتم زیر ماشین...تو با لگد درم میاوردی....
تمام دعا هایی که کردی بودم....
من آرزوی دکتر شدنت بودم!
من تیغ ژیلتتم...که زیر بغلتو باهاش میزنی...
من موش مرده ایم که از درد و رنج خود کشی کرده...مرگ موش خورده!
من همون تحسینی ام که نثار کیا رستمی کردی...
یا شاید کیا رستمی ام که نثار تحسین تو شدم!
من اکلیل سرنج به جا مونده از چهار شنبه سوری ام که دیگه حتی وجود ندارم....
من ضربدری ام که علامت غیبت توئه!
عطسه هاتم!
سرفه های آروم و خشک سیگارتم!
((اون موجی هستم که آرامش نداره))
فکر خیانتیم که در سر تمام اطرافیانت گذشتم...
من سوزش چشم تو ام نه وقتی...شامپو رفته تو چشت...بلکه وقتی که دود سیگار اذیتت کرده...
من حس بهروز و ثوقی ام...
نگاه کودک فال فروشم...
من پولی هستم که به عنوان کارمزد باید به آن آدم کشی که اجیر کردی بدهی...
صدای فنر تختت به هنگام بپر بپرم
من حزن و اندوه فاحشه هام!!
صدای ناله ی درختی ام که پسر بچه ای اسمش رو روش میکنه...
انرژی خورشیدم هنگام غروب
خرچنگی بودم که عاشق ماه شد...
شهاب سنگی که همون موقع روی خرچنگ افتاد و لهش کرد هم خودم بودم...
روحی هستم در ۲ بدن...
از عهد سنگ همراه تو ام...
بوی نون سنگکم توی هوا...
صدای ویز ویز زنبوری ام که بوی کباب تو به مشامش خورده...
کتابی ام که هیچ وقت نخریدی...
همه ی چیزهای حوب و بد باهمم...مثل همه!
نت موسیقی ات بودم که گم شدم یا بهتر بگم:گذاشت و رفت!
من بوی اشکم...شوق خندتم!
من حس بد پوشیدن لباس نو ام...
بارونی ام که خیست نکرد...
هنوز نشناختی؟
ps:جمله ی داخل گیومه مال اردلان سر فرازه....
ps2:اصلا قرار نبود اینی بشه که الان هست...ولی شد....دوستش دارم!
*باغ های کندلوس یک فیلم هنری ضعیفه که از ناحیه ی بازیگری لطمه خورده!
تکرار اون رو مداوما شبکه های sexy نشون میده...چون علی دایی مادر تیم رو [...]!
جای میرزا پور باید یه شتر میبود حد اقل مکزیکی ها تعجب میکردن گل نمیزدن!!
پیشبینی من درست بود میرزا پور و دار و دسته اش خرابش کردن!
من دیگه واقعا به ایرانی بودنم نمیبالم...جدی میگم....
*هنوز یه ماه نشده که نسیم بین ما نیست....قبل از بازی خبر رفتن یاسر رو بهم دادن...
مثل اینکه تو اتوبان قم...با پدر و مادرش تو ماشین آتیش گرفته شده گیر می افتن...
و هر ۳ تا شون ...
مرگ حقه....اما اینجوری چرا؟
ای خدا تو که میخواستی ببریشون چرا اینجوری بردی؟
*بعد از مرگ هر انسانی ۲۱ گرم از وزنش کم میشه...
دیشب باز ۲۱ گرم رو دیدم...این سومین بار بود که میدیدم...
*در فیلم requim for a dream
پسری که میخواهد به پول برسد...به خاطر استفاده از سرنگ نا مناسب به قانقاریا دچار شده...و دستش رو از دست میده.
دوست دخترش که به دنبال پول بیشتره فاحشه میشه...
دوست سیاهپوستش زندانی...
و مادز چاقش که در پی لاغر کردن خود...با قرص های لاغریه...دیوانه.
من به شدت منتظر دیدن چشمه...فیلم جدید دارن آرنووسکی ام...
فیلم رو از زیر سنگ هم که شده گیر بیارین و ببینین.
*فک کنم حدود ۷۰ تا آهنگ برای تیم ملی خونده شده...اما یکیش هم ورد زبون مردم نیست...در حالی که همچین آهنگی همچین کارکردی هم باید داشته باشه!
*گارمن تنها رو دارم تمرین میکنم...
گارمن یه نوع آکاردئون کوچیکه که در کشور های اتحاد جماهیر شوروی سابق ساز پرطرفداریه...خلاصه که اونورا مقبوله!!!
قطعه ی به شدت غم انگیز و در عین حال مسحور کننده ایه...
*پست بعدیم راجع به ترانه سرای بزرگمون....و داستان هایش است...شهیار قنبری!
*انگلیس بعد از این بازی تصمیم گرفت از این به بعد با اسم تر گلیس بازی کنه!!!خدایی کراچ مث یانکر بازی نمیکرد؟؟
*ای ول آرژانتین...!ای ول ریکلمه....!ولی من از برزیل لعنتی میترسم!
*ساحل عاج عجیب چقر بود نگران آنگولام/:
*÷یش بینی میکنم که 2-1 مکزیکو بزنیم...تا ببینیم چی میشه!
*همین...شاید شخمی شخمی صعود کنیم از گروهمون...احساسم اینه!
*john lennon به غیر از imagine یک شاهکار دیگه به اسمjealous guy داره به معنای حسود ...به تمامی دوستداران هنر موسیقی پیشنهاد میکنم به این ترانه گوش بدن...
*استادی رو که نا غافل میگه یه برگه در آرین....................باید تیر بارون کرد!!!
*اردیبهشت ماه دوستی رو برای همیشه از دست دادم...که هنوز هم مبهم مونده چطور فوت شد...وقتی خاک روش میریختن...اونجا بودم...من گریه نمیکردم...حتی بغض هم نداشتم...اما مات شده بودم....کمتر از ۱۰ روز به تولدش مونده بود که رفت...پایان بیست و دو سالگی.
*من از شنیدن صدای کسانی که ادای دولتی ها رو در میارن ادای نوحه خونا رو در میارن....ادای فوتبالیستای لکنتی رو در میارن.............خنده ام نمیگیره...
من از شنیدن صدای مهدی مقدم نه تنها خشنود نمیشم....بلکه مور مورم میشه!!!
من از دیدن عکس های سکسی مشمئز نمیشم اما خوشحالم نخواهم شد...
من اینجوریم پس دیگه به من نگو تو گوشیت چیا داری!!!!!!
ترجیح میدم جوک های بی مزه ای مث مردی که از بس به موهاش فکر کرده ...ریزش مو گرفته بخندم!
ترجیح میدم pink floyd گوش بدم!
ترجیح میدم به وزش باد توی برگای درخت نگاه کنم....
حالا که منو میشناسی بیا جلو.من اینجوریم.
*دلم برای پیاده روی شبانه در کوچه پس کوچه های جلفا و سنگ تراشا ی اصفهان تنگ شده...برای حکم های ۴ نفره...ولگردی تو نظر...ماشین بازی تو میر.....ترس گیر دادن بسیج تو ناژوان....جاده ی بیابونی بهارستان...سیلو ی سیامک....انجیر ها و هندونه هایی که سیمون میاورد...یخ هایی که محمد وقتی یخچال نداشتم بهم میداد...غر غر های علی رضا...مهربونی های افسانه...خل و چل بازیای نازنین...مرام های علی...همه ی کافی شاپای اصفهان...رستوران شهرزاد...جوجه کبابای بوستان...ندانم کاری های خودم...خونه ی نعمت اینا!!! خانم هواکشیان...دکتر اذانی ....استاد زاهدی...دانشگاه شیخ بهایی... سیگار هایی که به زور نعمت کشیدم...فروشگاه پوما در شیخ صدوق...پول هایی که گم کردم...مادام در آرابو!!!
ارمنی های خاقانی...خود خیابان خاقانی...بانک صادرات خاقانی...عابر بانکی که استفاده میکردم...الکل هایی که وقت بی پولی میخریدم...ویسکی هایی که در با پولی میخریدم...کلکل با نوژن همتی و دار و دسته اش...آقای فرو دستان...خانم بصیری...خانه ام در خاقانی...لات و لوت های وحید...شهریار گل...منوی هتل جلفا که نوشین گلستانه تو سرم کوبید...لپ تاب آرش...سر در گمی های فاطمه....sam sport ...فالوده های هتل پل!!!
شب های زاینده رود...هشت بهشت...آش هاییی که در هتل عباسی خوردم...تمام قلیون هایی که کشیدم...تمام دخترانی که دوست داشتم!!!تمام پسرانی که دوست نداشتم!!!تور های ابیانه...یزدی که با بچه های جهانگردی رفتم....یخچال که به قدر کافی سرد نمیکرد...روزهای آزادی...همستر های فراری...سنجاب نعمت که در حمام خانه ام مرد...۲ بالش کوچکم...جاده ی اصفهان...سینماهای مزخرف اصفهان...گیر یگان ویژه...روزی که از خواب پا شدم و فکر کردم دزد همه چیو برده... جن های خانه ام...سوسک های حمله ور...دستشویی ته حیات...حال مسواک زدن نداشتن در سرما!!
snickersها و شیر کاکا ئوهایی که صبح جای صبحانه میخوردم...
برای دوستان گلم که دیگر لنگشونو
نخواهم
دید(فک کنم اسماشونم نوشتم!)
امیر مسعود....روزی که با او در ۴ راه توحید از دخترا میخواستیم بلندمون کنن...
کلیسای وانک...باز هم آرابو...آنی...
و روز هایی که نسیم هنوز نفس میکشید
تنگ شده است.
*فکر نکنم که خودمم دیگه برای کسی نظر بنویسم...اگه نا راحتتون میکنه لینکمو بر دارین.
*فعلا در حال رایزنی با خودم هستم....که اینجا بنویسم...
*تنها علتی که اومدم دارم آپ میکنم ۳ ساعت و نیمیه که مجبورم تو دانشگاه ول بچرخم....اکه شما هم با کافی نت مجانی طرف بودید...همین کارو میکردید.
بریم سر یه موضوعی...
*آزادی از قید تعلق....قبل از اینکه خدا حافظ گاری کوپر رو بخونم همچین احساسیو داشتم...اصلا دوس نداشتم کنترل بشم...یا به کسی پابند....خوندن کتاب باعث شد پی ببرم که تنها نیستم...
از هر چیزی که آزادیمو ازم بگیره منزجرم....حتی شما دوست عزیز!برای همینه که نباید با کسی دوست شد...متاسفانه آدمی که مث خودم باشه کم پیدا میشه...لذا تنهایم!!!!
*یک جوک تقریبا قدیمی هست که میگه:یک جمله ی ۳ کلمه ای تمام دروغ:دانشگاه آزاد اسلامی!!!!
*فیلم خوبی هست به اسم پالپ فیکشن...نویسنده و کارگردانش کوئینتن تارانتینوست...حتما kill bill ش رو دیدین...من نمیدونم چرا به تراولتا تو این فیلم اسکار ندادن....صحنه های کشیدن مواد شیکی و جذابیت requim for a dreamرو ندارن...اما پر اصالت ترن...اما اینها اهمیتی نداره چون نظر منه...خودتون فیلم رو ببینین!
محبوب ترین فیلم من از کوبریکه shining که جک نیکلسون بزرگ توش بازی کرد...ضمن اینکه amelie poulon رو هم دوس دارم....اما نه اونقدر که محبوب ترین باشه.
*اگه کافی شاپ بازین first cup رو از دست ندین...
*اگه قلیون بازین جا پا رو از دست ندین!
*گاه تنهایی کاری میکند که آدم احساس تنهایی را نکند!مرسی!
*در وبلاگ یکی از دوستان...کسی بنده را احمق خطاب کرده (در صفحه ی کامنت ها!)
و کس دیگری هم از من دفاع کرده...در همان صفحه...
یکی جوجو و دیگری ۳ نقطه...(گر چه بعد ها کامنت ۳ نقطه حذف شد!)
و من شادم...از بس مهمم که سرم در کامنت دونی دیگران(همان olice) دعواست!!!!
*اینجا به زودی بسته خواهد شد...حوصله موصله ندارم!شایدم نبندم....
*سطوری که خواهید خواند تنها یک نظر شخصی است...قصد توهین به هیچ عقیده...هیچ شخصیت حقوقی و حقیقی رو ندارم.این فقط یک اظهار عقیده است.
*چه چیزی یک ملت را میسازد....؟اندیشه های مردمانش...یا فقط حضور فیزیکی اون ها؟
من میگم اولی.یه کم نگاه کنید...ما مردمی هستیم با سطح فکر پایین با دغدغه های کودکانه...از اخبار دنیا عقب...و فوق العاده احساسی(از الان پیش بینی میکنم که چه نوع کامنت هایی اینجا خواهم خواند!)
ما همونیم که ریختیم تو خیابونا بر تن خر و سگ پرچم آمریکا و انگلیس پوشوندیم.یه فرصت خوب داشتیم برای اعتراض ضد پیام اون کاریکاتور های کذایی اما با این کارها(مثلا حمله به سفارت نروژ!!!!و نه دانمارک!!!)عملا فرصت برای یک اعتراض مدنی درست حسابی رو از دست دادیم!(و نه شلوغ پلوغ بازی)!)
ما همون مردمیم...که اینقدر حرمت هموطنانمون رو نگه نداشتیم...تا اون انفجار احساسی پیش اومد و بی گناه ترین فرد در این قضیه الان مجبوره آجر های سلولش را بشمرد(میدونید که چاپ کاریکاتور بهانه بوده!).
پس مدیر مسئول قاااقه!؟؟
اصلا ترک ها به کنار ...ایرانی نه به عرب ها رحم میکند نه افغان ها را آدم به حساب میاورد...من نمیدانم علت این همه کینه توزی چیست...
من در بهترین واحد دانشگاهی از نوع آزاد(علوم و تحقیقات) در ایران درس میخوانم...(البته این گفته ی مسئولان دانشگاهست!)چون در این واحد زبان های آفریقایی هوسایی و سواحیلی تدریس میشود تعدادی استاد بومی آن منطقه را دارد...دلم میخواست میدید نسل سوم پر جنب و جوش...با عرضه...وپر جرات...چه طور دست فاشیست ها را از پشت بسته است...
مگه ما کی هستیم....
ما چه جایگاهی تو این جهان داریم...
چی کار کردیم برای دنیا....
همیشه به قول مهسا پشت کورش قایم شدیم...
به غیر از اینه که فقط بلدیم کور کورانه تقلید کنیم....(چند نفر میدونن که روز ولنتاین چرا بین عشاق جشن گرفته میشه؟)
حالم از همه ی خرس های به فروش رفته و همه ی شکلات های خورده شدتون بد میشه!
به غیر از اینه که تنها در ۲ یا ۳ ماه از سال یاد خدا می افتیم...
به غیر از اینه که جای اینکه از خدا کمک بخوایم سراغ امام زاده های من در آوردی میریم؟
به غیر از اینه که رئیس جمهوری رو انتخاب میکنیم که فقط به فکر حذف اسراییل از کره ی زمینه...اسرییل واقعا به ایران چه بدی کرده...؟من قبول دارم که انسان های بیگناه نباید کشته شن...اما به ظاهر فلسطینی ها خودشون خوب از پس این موضوع بر میان!
چرا برای لر ها موقع زلزله کاری نکردیم...حتما باید مث بم کل شهر نابود شه....؟؟یا شاید لر بودن؟
ما برای ترک ها لر ها رشتی ها اصفهانی ها شیرازی هاو...ختی تهرانی ها جوک میسازیم!!!
قبول ساختن جوک که بد نیست همه جای دنیا جوک وجود داره...
اما بدی قضیه اینه که خودمون جوکا رو باور میکنیم...آخه چرا؟
چرا وقتی سرمایه های ما در طول ۸ سال از بین میرن با افتخار حرف میزنیم چرا کسی پاسخ گو نیست...چون مردم ما پاسخ نمیخوان....اونا اصلا فکر اینو نمیکنن که باید پاسخی هم شنید...به خدا این همه شهید دادن...افتخار نداره...این مایه ی آب رو ریزیه که جوونای مردم رو مث گل پر پر کردن(شاید چون اون موقع ها استراتژی جنگی اختراع نشده بوده!!!)این افتخار نداره...این باعث شرمندگیه!!!
تقصیر دولت نندازین...این ماییم....من دارم راجع به خودمون و عقایدمون حرف میزنم...
یه نگاه به گوشی هاتون بکنین...از فایل های صوتی تا تصویری...چیو انبار کردین؟
*چون دوست ندارم به زندان برم....نصف حرفامو قیچی میکنم!!
*گر چه باز هم احساس میکنم حرفای قابل گفتن دیگه ای هم دارم...اما خسته ام باشه واسه بعد!
*کامنت های صابره و گاه تنهایی باعث نوشتن این حرفا شدن...
*از همه تون میخوام که جبهه نگیرین...به واقع اگه اهل منطق هستین سر بحث رو باز کنین...
*باز هم امیدوارم به کسی بر نخوورده باشه...چون من واقعا قصد توهین به هیچ کس رو نداشتم...و از همه ی کسانی که لطف کردن و تو پستای پیشینم نظر دادن ممنونم.
*متاسفانه مجبورم نظر ها را تایید کنم...امیدوارم این وضع ادامه نداشته باشه!
*تایید نظرات به دلیل وجود شخصیت لمپن مآبی است که خود را عقل کل میداند...و به این موضوع که ((آزادی بیان در صورتی معنا پیدا میکند که به حقوق دیگران لطمه نزند))واقف نیست.
*البته این هم یکی دیگه از خصوصیات ایرانی هاست که دوست خوبم دلقک در وبلاگش((soheil1351.persianblog.com)) در موردش به خوبی بحث کرده بود!
من یه خسته نباشید به مهسا میگم اون بود که تقریبا منو مجبور به نوشتن در وبلاگ کرد...حتی تایپ فارسی منم مرهون زحمات اونه...مهسای گل خسته نباشی ...میدونم تو هم مث من از وبلاگمون(روایت های دو گانه)احساس رضایت نمیکنی....اما اگه این وبلاگ نبود قبول کن که دنیای مجازی چیزی کم داشت!!!کجا داستان یک صفحه ای خوندین که اوج و فرود و....همه ی کوفت و زهر مارهای لازم رو داشته باشه!!؟مهسای عزیز خسته نباشی و متشکرم.
*سال ها پیش در گل آقا یک جوک خوندم که بسیار خنده ام رو در آورد...جوک رو در پست قبلیم نوشتم و ما بقی قضایا...ظاهرا من تنها ادمیم که در زمین به اون جوک میخنده!
*به کلیه ی علاقه مندان موسیقی کانتری و راک...پیشنهاد میکنم:garth brooks گوش بدین...به جای اینکه گوشتون رو در اختیار خواننده نما های موسیقی هوی متال قرار بدین!
*یکی به من بگ چرا ما ایرانیا همه چیو باید بگیریم و بشاشیم توشون؟
هوی متال....نه متال!!!!!!!!به نظر من گروههای خوب در این سبک به تعداد انگشتان دست نمیرسند....یکی از آنها metallicaست که اتفاقا dreamer علاقه ی انچنانی هم بهشان ندارد....اما لا اقل انها میدانند دارند چه میکنند...حد اقل میدانند که اون چیزی که دستشونه بوق نیست...گیتاره!!!
*ظاهرا به غیر از گوشی موبایل....آلات و ادوات موسیقی هم دچار افزایش قیمت شده اند....گر چه بیشتر فک میکنم مربوط باشه به آغاز فصل گرم.
*اون زمان که به پنگوئن ها تانگو رقصیدن را یاد دادم...آن ها به من پیشنهاد عکس یادگاری انداختن دادند!!!
اما من حاضر به عکس گرفتن نشدم!!(به دلایل سیاسی!)
لذا عکسی ندارم تا تو باور کنی من به پنگوئن ها تانگو رقصیدن آموخته ام!
*این لنی رومن گاری در خداحافظ گاری کوپر را به دلایلی دوست میدارم....که تنها olice میداند!!!!
*olice این روزا با وبلاگ گرد و خاک کرده...آدم خوبیه خیلیم مهربونه...من از نزدیک میشناسمش...منتها ازش در این دنیای مجازی میترسم!!از عقایدش هم!
*ـموهات کم شده؟!
-آره از بس دارم به یه موضوعی فکر میکنم...
ـچه موضوعی؟
-اینکه موهام داره کم میشه!!!!
*تهران خلوت رو دوست میدارم...همه چی سر و شکل یه شهر رو داره....نه جهنم موعود!!!
*در فیلم تصادف(crash)خانواده ی ایرانی به تنفر آمیز ترین شکل موجود ترسیم شده...اگه نخوایم این آمریکایی ها برای ما دلسوزی کنن کیو باید ببینیم؟
*لعنت به هر چی ایسم است...کمونیسم...امپریالیسم...فمینیسم...اومانیسم...گلزاریسم!!!!و سادیسم و........و......
از هر چی مرز کشی و خط مشیه...حالم به هم میخوره!!!
*اگر کسی تمایل به لینک کردن من دارد کافیست تا بگوید...تا من هم تمایل به او و لینک کردنش نشان دهم!!
*امروز که شنبه است به دلیل مسافرت استادم به کلاس نقاشی نمیرم....خوشحالم خیلی!!!!
چون اونجا همه برای هم کلاس میگذارند یا به واسطه ی نقاشیشان...یا کار های دیگرشان یا به خاطر چیزی که برای به دست آوردنش زحمتی نکشیدند یعنی قیا فه شان!!!!
من اما کم حرفم نه نقاشی ام خوب است...نه کار حاصی بلدم...نه ظاهری دارم!!!من حتی باطن آنچنانی هم ندارم!
*تازگیا به هر طرف که نگاه میکنم...دماغ هاییی رو میبینم که بعد از عمل به بینی تبدیل شده ا ند...همه شبیه هم ...من کلا مخالف عمل بینی ام!!!
به نظر میرسه ۲ دسته مخالف عمل بینی باشن:۱.دسته ای که پول عمل کردن آن را ندارند!!!
۲.دسته ای که بینی قشنگی دارند....
*من از رومن پولانسکی این فیلما رو دیدم:
۱.پیانیست
۲.tanent که فکر میکنم معنی ان بشود مقیم یا همسایه یا همچین چیزی
۳.ماه تلخ
۴.دروازه ی نهم
۵.بچه ی رزماری
متاسفانه برای کسی جالب نیست وگرنه تصمیم داشتم مشخصات این فیلما رو بنویسم...
*همونایی که در دنیای واقعی میشناسم به اینجا میان....تا خزعبلاتم رو بخونن....این یعنی عدم موفقیت!
*من بد جوری دارم قاطی میکنم بد جوری خسته ام...منتها امروز یه قرار جمعی دارم و باید روی مود خوبی باشم...اون قدر دلم پره که به راحتی میتونم خودم رو کنترل کنم و دیگه تا آخر سال نخندم.
*بعضی وقتا یه حس تنهایی بزرگ میاد سراغم مث یه توده ی بزرگ از دود سیاه میاد و منو میبلعه....شاید میبایست با کسی حرف بزنم...این حرفا رو دلم سنگینی میکنه.
*حالم از این پست به هم میخوره!
*فرق گیتاریست پاپ و نوازنده ی کلاسیک:
ادعای گیتاریست پاپ خیلی جاهای خر را پاره میکند...اما گیتاریست کلاسیک حرفی نمیزند!
گیتاریست پاپ با زدن یک تو این زمونه...میتواند دل بری کند...اما مردم از گیتاریست کلاسیکی که خودش را با زدن تانگوی تارگا پاره پوره کرده میخواهند :حالا چرا نمیرقصی بزن حال کنیم!
گیتاریست پاپ شاید وقتی تنها باشد گریزی به کارولی بزند و به این نتیجه برسد:همون بهتر که پاپ بزنم!
گیتاریست کلاسیک در مواقع تنهایی برای خودش از animals...beatles...rightous brothersیا حتی کاوه و کورش یغماییی بزند و به این نتیجه برسد که سخت ترین قطعه های پاپ مانند هضم کلوچه برای معده آسانند!
گیتاریست کلاسیک حسود است!!!!این نظر منه!!!
*شخصی به فاحشه خانه میرود...پس از لخت شدن به آنها میگوید:
بخورید و بیاشامید اما اسراف نکنید!
*من عاشق فیلم های پولانسکی ام شاید پست بعدی به او مربوط شود!
*یک سوال:
چرا ما عادت داریم...سطح فرهنگمان را تا آنجا تقلیل دهیم...
که از پوریا پورسرخ ستاره بسازیم
از محسن چاوشی اسطوره
و از نیکبخت واحدی یک بت...
داریم به کجا میریم؟
*برای داریوش مهر جویی متاسفم...
جایی خواندم که برای ساخت موسیقی فیلمش سراغ محسن چاووشی رفته...
قبل تر ها با اهنگسازانی...چون ناصر چشم آذر کار میکرد....
نام فیلم هست:علی سنتوری...
بازیگر نقش اولش:بهرام رادان!!!!!(باز هم !!!!!)
*نتیجه:ما برای کسانی متاسف میشویم که دوستشان داریم...یا شاید هم داشتیم!!!
*در عوض به آهستگی فیلمیه که به دیدنش می ارزه...به نظرم جا داشت طولانی تر از اینا باشه!!!بازی فروتن معرکه است...اما نمیدانم که چرا نیلوفر خوش خلق بازیگر شده...اگر همسر تمام بازیگرانی مانند بیک ایمانوردی بازیگر شوند...آن وقت میشودبازیگرانی مانند فروزان صادر کرد!
*کافه تیتر جای مزخرفی است!جایی است که در آن شیر را با آب لیمو قاطی میکنند و انتظار دارند معده تان آ» را هضم کند!!
اگر کافه ای با اسم تیتر دیدید فورا فرار کنید...به زیر چارچوب در بروید....این برای ایمنی خودتونه!!
*از قدیم گفتند:ان الله سخت(منظور ساختن است....در زبان شیرین عربی!!) الدانشکاه!!!!!!!!!!! العلوم التحقیقات فی سبیل الجاسبی!!!!
*یه روز یه پیر زنه میره دندون پزشکی
پاهاشو از هم باز میکنه...
آگاهان تذکر میدن:اون ناحیه به دندونتون مربوط نمیشه!
پیرزن خنده کنان توضیح میده:دندون من نیست که....دندونای حاج آقاست...بکشینشون!
*من نمیفهمم...چرا وبلاگ مینویسم!
*لعنت به ماه خرداد...همه به آدم کادو میدن...اما آدم نمیخواد به اونا کادو بده...
*نیست بودن تجربه ایست که با مرگ فرق داره...وقتی میگم میخوام نباشم...منظورم این نیست که میخوام بمیرم!!!اینو بفهم!
خب من برای نامه نگاری وقت زیادی ندارم!
میدونی که مشغله ام زیاده...داره زیاد تر هم میشه....
چند روز پیش قبل ازخواب ...خیلی به من بد و بی راه گفتی....
میدونی من مسئول خیلی چیزا نیستم...برای اینکه بچه های گرسنه تو خیابون نخوابن....من توان خودم رو به کار گرفتم...شما ها رو به جلو بردم...
شما ها خیلی وقت پیش کاندوم درست کردین...اما ظاهرا اون که باید مصرف کنه نمیکنه!
راجع به زلزله....ببین زمین هم یک موجود زنده است...تو که نمیخوای نفس نکشه...به انسان ها در ژاپن نگاه کن.... تنفس زمین برای اونها مشکل درست میکنه....اما یک مشکل قابل جبران....کاملا حل شدنی!
راجع به جنگها...شما ها قدر انسانیت رو ندونستین...قبول کن...انسانیتی که در بین شما تعریف شده مجموع صفاتیه که از روح خودم در شما قرار دادم...تا روی زمین بهترین باشید.
بهترینید؟
پی نوشت:اینم معجزه ای که ازم خواسته بودی اولین بار بود که به بنده ام نامه نوشتم!
*من نمیدونم پس چرا هنوز از من تو خیابون گدایی میشه؟شهر داری قرار بود یه کارایی بکنه...
*هر ۲ آهنگ ساخته شده ی ایران برای جام جهانی مزخرفه...مث تیممون!
*مانا نیستانی اگه میدونست قراره به خاطر نوشتن (نمنه)!!!! بره زندان به جای اینکه کاریکاتوریست میشد میرفت رپر میشد!!!